امیر علی جوادیامیر علی جوادی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سرباز آقا

خاطرات کودکی

پسر کوچکم فردا 23 خرداد شما 9 ماهه میشی  و این روز مبارک مقارنه با سالروز ولادت مولا و منجی مون، امام همه ی زمانها، و امید دل شیعه. نیمه شعبان مبارک این 18 ماه گذشت و حالا ما سه نفر زیر سقفی که خدا پناهشه. به امید روزی که به درد آخرین باقی مانده اش امام مهدی (ع) بخوریم. بله، مدتیه دیگه امام زمان نمیگم و پشت سرش هم عج نمیذارم! چون با نوشتن امام مهدی ع بیشتر حس می کنم ک هست. و دست پرمهرش رو توی زندگی مون و دعاهامون حس میکنم. دلم حساس تر به نامش و دیدگانم لرزانتر نسبت به یاد وجود مقدسش. کسی که در تنهایی هایش با وجود میلیونها دست به دعای فرج، هنوز اشک تنهایی می ریزد. از بس که 313 نشدیم برایش. و شنبه بعد بردنت به کنت...
22 خرداد 1393

اسباب بازی

بهترین اسباب بازی ها از نوع فکری هستند. عروسک های پولیشی که نه قابلیت خوردن دارن نه شستشوی زیاد بیشتر بدرد خیمه شب بازی می خورن اون هم از 6 ماهگی ب بعد. اسباب بازی هارو باهم ب کودک ندید. اون ها رو بر اساس ایام هفته تقسیم کنید و بدید بهشون تا براشون تکراری نشن. بعضی وقت ها هم از اشیای آشپزخونه جلوشون بذارید که عاشق اونهان. کوچک و بزرگ. فقط مواظب باشید لبه ی تیز یا وزن سنگین نداشته باشن. سینی های استیل جالبه چون خودشون رو توش می بینن. انواع سبد پلاستیکی ، قطعات ظروف پلاستیکی پیک نیک. قابلمه های کوچولو با دراشون ، بطری های در دار ، ظروف در دار پلاستیکی-تلقی با یه چیز رنگی داخلشون.  و ... با کودکتون وقتی که بازی می کن...
22 خرداد 1393

بازی با کودک

بازی، علاوه بر اوقات خوشی که به ارمغان میاره محیط و فضای تربیت کودک رو فراهم میکنه. می تونیم در میون بازی کودک وارد شیم و چیزهایی که دوست داریم یاد بگیره رو توش آموزش بدیم. توجه داشته باشیم که در هر مرحله از رشد فرزندمون چه چیزی به تواناییهاش اضافه میشه و در همون مورد یک بازی بسازیم، فعالیتی که هم لحظات خوش رو برامون میسازه و هم تربیتی سالم برای کوچولومون. توی کتابها چیزای زیادی نوشته ولی چون رشد کودکان با هم متفاوته کلی ترین چیز اینه که من بهش رسیدم: در هر سنی ببینید کودکتون چه توانایی پیدا کرده! به ترتیب:دیدن - شنیدن - سر چرخاندن و دنبال کردن - دست بلند کردن - توجه و گرفتن اشیا - صدا درآوردن از خود - غلت زدن - سینه خیز رفتن - ن...
22 خرداد 1393

یه مطلب خاص!

سلام به همه ی عزیزانی که مارو دنبال می کنند. یه مطلب خاص بود که مدتی مونده بود تو گلوم و داشت خفه م میکرد این چند روزه که داشتم سری به نینی وبلاگ ها برای یافتن دوست میزدم متوجه شدم بعضی ها برای نی نی شون واقعا ریخت و پاش می کنن!!! از خرید سیسمونی تا گرفتن جشن سیسمونی، دندونی و تولد و راه رفتن! و ... حالا اگه نظرشون رو راجع به تعداد بچه دار شدن بپرسیم میگن ای بابا با این مخارج مگه میشه بیشتر از دو تا آورد؟! توقعات بچه ها بالاست! عزیز من شما هنوز بچه ت نیومده چشم باز نکرده اندازه خرج یه جهاز براش سیسمونی میخری, وقتی بحمدالله میاد و چشای نازشو باز میکنه دور و برش بیشتر از آدم ! عروسک و اسباب بازی و ... میبینه ، بعد براش ج...
22 خرداد 1393

یک سفر درون استانی! (یه جورایی اولین سفر امیر علی)

چند روز پیش ( 14 خرداد) سه نفری رفتیم روستای شیت(شیلاندر) از توابع استان زنجان. مناظر مسیرش فوق العاده بود. صدتا که نه هزار برابر جواهرده شمال می ارزید. جاتون خالی جوجه زدیم و چندتایی هم عکس گرفتیم. توی مسیر بارون و تگرگ بارید و کلی حال داد. امیرعلی تمام مسیر رفت و برگشت که یک و نیم ساعت بود رو خوابید. بعد از مدتی خونه نشینی آب و هوایی تازه کردیم. اینم یه عکس دسته جمعی: راستش احساس کردم خصوصیه و خواستم نذارم اما فقط برای اینکه به چادری بودنم افتخار کنم و برم تو چش اونایی که عکسای بی حجابشون رو کنار کوچولوهای معصومشون میذارن، گذاشتم ...
21 خرداد 1393

چن تا عکس بامزه!!!

دیروز داشتم عکسای بسّر (سعی کنید همین شکلی بخونید!) رو نیگا می کردم که دیدم  حیفه این عکسا رو نذارم! وختی که هنوز موهای جدیدش رشد نکرده بودن و تازه تازه داشت می نشست و لباسایی که خاله عذرا کادو داده بود رو پوشونده بودم و دیدم دولا شده داره انگوشتای پاشو میخوره:   بله دیگه ... از قدیم و ندیم گفته بودن ما باور نمی کردیم که بابا جان، هرکه دندان دهد نان دهد:   دستگاه شست و شوی کودک با لباس! (( جدید ))  محصولی از سام سونگ! با ضمانت سام سرویس ( خخخخخخخخخخخخخخخ) آقا کوچولو هر موقع پاش میرسید آشپزخونه میرفت سمت ماشین، ماهم یه حالی بهش دادیم ببینیم خوشش میاد یا نه! ...
20 خرداد 1393

هر روز شیرین تر از دیروز

پسر کوچولوی ناز - قصه زندگی ما - ؛ امروز سی و پنج هفته و یک روز و یا بعبارتی 8 ماه و 5 روزه شدی. خیلی شیطون تر ، پر تحرک تر، بلاتر و البته شیرین تر شدی، ماشاءالله (لاحول و لا قوّت الّا بالله). الان داری نق نق می کنی چون من دارم می نویسم و شما حوصله ت سر رفته! حالا بخوبی هرجا دلت بخوات میری، روی بلندی پذیرایی، توی حموم و دستشویی! آشپزخونه ، پشت میزو صندلی های غذارخوری و ... همه چیز رو میگیری و می ایستی و اگر چیزی دستت با اعتماد بنفس! دستات و ول می کنی (تا اونو بخوری)و چن ثانیه بعد تازه یادت میفته وایسادی و آروم و با احیاط می شینی! اگر از  صدا یا آهنگ یا اتفاقی خوشحال باشی یا حتی از مزه ی غذا خوشت بیاد، دست راستت رو بالا و پای...
18 خرداد 1393

جوانه زدن مروارید ها

فردا 7 ماهه میشی قند عسل. و البته دقیقا دقیقا 30 هفته از تولدت میگذره. اولین دندون ناناست 13 فروردین و دومیش 16 هم سرباز کردند.شب سیزدهم عمه عذرات از مکه اومده بود و خونشون شام بودیم و کلی جیغ و گریه و زاری و ...  شب 16 هم توی باغ بابابزرگ بودیم و با کلی مهمون بازم طاقتم رو تنگ کردی. یکشنبه 17 فروردین رفتم سرکار(بعد مرخصی شش ماهه! خراب بشه این آموزش و پرورش که نذاشت تا 9 ماهگیت کنارت بمونم.) و شما مثل همه ی بچه هایی که ماماناشون میرن سرکار موندی خونه مامانم پیش مادربزگت. اولین روز خیلی گریه کرده بودی. روزاییکه بابابزرگ خونه باشه با حوصله زیاد و تا ساعت ها برات شعر میخونه و میخوابوندت. حالاهم که خیلی شیطون بلا شدی. میز م...
15 خرداد 1393

نیــــــــم سال گذشت!

دو روز پیش نیم سالت شد! هفته ی بعد اولین نوروز زندگیته. امروز که بردمت کنترل 8 کیلو و 800 بودی و 68 سانتی متر هفته ی پیش اولین سرماخوردگی عمرت رو تجربه کردی ( مثل خروسک بود و خداروشکر گرفتگی بینی نداشتی) وقتی میخوای گریه کنی صدات درنمیاد. خیلی بامزه ست و دلم می سوزه البته خنده م هم میگیره. الان دیگه روی چهار دست و پا بلند میشی و از 3و نیم ماهگی سینه خیز می رفتی حتی گاهی به سرعت. فقط چند قدم چهاردست و پا رفته و بعد میشینی(روی یک پا و به حالت لمیده). گاهی موقع چاردست و پا باسنت رو بلند می کنی و با یه حالت قورباقه ای می پیری جلو! طوری که حضار همه به خنده میفتن.  حالا وقتی سمتت میایم برای اینکه بغلت کنیم دستا ت رو بلند...
15 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سرباز آقا می باشد